تبليغاتX
اوهام محرمانه

نشاید که زنجیر بر اوهام بست ، خوشا آن که زنجیر رویا گسست






بازندگان جنگ ۳۳ روزه 

امروز در خیابانش میان اشک و دود
ما باختیم به دلتنگی و
تو نیامدی ...

۱۶ آذر ۱۳۸۸

نوشته شده توسط اميد ايران‌مهر | وهم ثابت | موضوع: |

خالی... 

امروز خالی می‌ماند،
وقتی تو اسیــر گذشته‌ای و
من در بنــدِ آینـــده...

۹ آذرماه ۱۳۸۸

نوشته شده توسط اميد ايران‌مهر | وهم ثابت | موضوع: اوهام دوستانه |

دلتنگی، ۱۲ روز بعد... 

در این حوالی
دل‌های تنگ زیادند و خیابان
قدم‌هایی را که بدهکارش می‌شوی
می‌شمارد   از   پشتِ    دیوار

۲۵ آبان ۱۳۸۸

نوشته شده توسط اميد ايران‌مهر | وهم ثابت | موضوع: اوهام دوستانه |

صداها 

صدایت را می شنیدم
در پس‌زمینه‌ی ذهنِ اتاقِ دوبله
وقتی کنارِ نعشِ مرد
زن  جیغ می کشید

۷ آبان ۱۳۸۸

نوشته شده توسط اميد ايران‌مهر | وهم ثابت | موضوع: |